خرید بک لینک
میدونین؟ من از همه بیشتر دلم برای خیابون انقلاب، بلوار کشاورز و پارک لاله تنگ میشه. برای درختای سر به فلک کشیده ش. برای کتابفروشی های فوق العاده ش. برای تاکسی های سمجش. برای مینیون های تو پیاده روش

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:46

چند وقت پیش داشتم در حال استفاده از هالولنز( هدست واقعیت افزوده مایکروسافت ) از خودم توی آینه فیلم می گرفتم. قرار بود فیلم برای یه ارائه کلاسی استفاده بشه و بابتش لباس خوب پوشیده بودم، موهامو آب شونه

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:46

پاک سرزمین شاد باد! / کشورِ حَسین شاد باد! تو نشانِ عزمِ عالی شان، ارضِ پاکستان! مرکزِ یقین شاد باد! پاک سرزمین کا نظام / قوتِ اخوتِ عوام قوم، مُلک، سلطنت، پاینده تابنده باد! شاد باد منزلِ مراد! پر

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: دوشنبه 2 ارديبهشت 1398 ساعت: 5:08

امسال، فقط براتون یه آرزو دارم. دل آروم باشین. ** کتاب بخونید: مردی به نام اووه| مادربزرگ سلام می رساند و میگوید متاسف است | کتاب بعدی اون قبلیه که معرفی کردم | مونالیزای منتشر | آدمکشِ کور کتاب نخو

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: دوشنبه 2 ارديبهشت 1398 ساعت: 5:08

دانشگاهمون از دو تا پردیس تشکیل شده. یه پردیسِ اداره کل امور مالیات مشنگی، و یه پردیس قلعه هاگوارتز. پردیس اداره کل امور مالیات مشنگی دانشگاهِ سر جرج ویلیامز بوده و ساختمونای جدیدِ شیشه و فلز، برج

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: دوشنبه 2 ارديبهشت 1398 ساعت: 5:08

بزرگترین دستاوردِ سال گذشته م این نبود که زبان خوندنم، معدل الف آوردنم، پول خرج نکردن و پس انداز کردنم به نتیجه رسید و تونستم اینجایی باشم که الان هستم. بلکه این بود که به اهمیت وجود تضاد تو زندگی پی

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: دوشنبه 2 ارديبهشت 1398 ساعت: 5:08

کبک داره سعی می کنه طرحی رو تصویب کنه که پوشیدن هر نماد مذهبی رو برای افرادی که در یه سری مشاغل دولتی کار می کنن ممنوع کنه. دولتی که الان روی کاره از زمان انتخابات اعلام کرده بود که هدفش اینه. ایده ش

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: دوشنبه 2 ارديبهشت 1398 ساعت: 5:08

میگن حس شما بعد از مهاجرت سه فاز اصلی داره: ماه عسل (همه چی خوبه، همه چی هیجان انگیزه، همه جا خوش میگذره، وای برم تجربه کسب کنم)، افسردگی (دلم نون بربری میخواد، دلم برای قرمه سبزی مامانم تنگ شده، کاش

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: دوشنبه 2 ارديبهشت 1398 ساعت: 5:08

وقتی رمز وبلاگت رو هم اشتباه میزنی بدون یه جای مسیر رو اشتباه رفتی! :|


خطاب به اون دوستی که تقاضای آپ کرده بود: برادر من تازه دیشب رسیدم بخوابم، کجای کاری :((

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: دوشنبه 2 ارديبهشت 1398 ساعت: 5:08

من همیشه از اینکه نقش سکان و آرامش و نسیم بهاری را بازی کنم متنفر بودم. چرا زندگی را اینطوری تعریف می کنند که زن باید آرامش دهنده خانه باشد، گرمای خانه باشد، کوفت باشد مرگ باشد؟ بعد مرد پول در بیاورد

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: دوشنبه 2 ارديبهشت 1398 ساعت: 5:08

این روزها، به عنوان کار پاره وقت، مراقب امتحان بچه های لیسانس وایمیستم. یه روند اداری ثابت داره که سر هر امتحان باید خط به خط اجرا بشه : شماره گذاشتن رو صندلی ها، دادن شماره صندلی رندوم به ملت، گرفتن

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: دوشنبه 2 ارديبهشت 1398 ساعت: 5:08

صفحه بندی